تن سالم را شکر....

خرید بک لینک
وای وای وای

آدم مریض که میشه تازه میفهمه تن سالم به همههههههههه چی می ارزه البته یه کمم پولکه اون وسط ها

لازم شد خرج کرد...اینجور وقتها ادم با خودش میگه:غلط کردم غر زدم..غلط کردم نا شکری کردم...العفو..العفو

فقط خوب شم ..خوب شم...بیشتر از اینها:

دلم برای یار میسوخت....که پا به پای من از این دکتر به اون دکتر ...

دور از جون علی .یاد آقا جان خدا بیامرزم میفتم که وقتی مادر مریض میشد میومد بالا

سرش مینشست و میگفت:

سوری تو هیچیت نشه هاااااااااااااا اونوقت منم دیگه نمیتونم زندگی کنم..نمیتونم

(این یه خط را که نوشتم اشک جلوی چشمم را میگیرد)

خلاصه که دست علی هم درد نکنه و الهی خیر ببینه .(ننه جون)

حالا بذارین یه چی بگم بخندین:

آقا ما هر دکتری میرفتیم اولین سوالشون این بود:

حامله نیستی؟

دیگه خودمم کم کم داشتم شک میکردم که نکنه خبراییه با نیش باز میگفتم:

نه والا

خوب دیگه روتونو باز نکنید بینم

نوشته های من...

ما را در سایت نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:04

صفحه بندی